|
علل احتمالى بروز بیمارى در یکى دوسال اخیر
صنعت طیور کشور از دو سال قبل تا کنون با بحران فزاینده بروز بیماریهاى مختلف روبرو بوده است.این امر با ظهور بیماریهاى جدید و بروز فرمهاى دیگر بیماریهاى موجود ، مشکل را دو چندان نموده و از طرف دیگر افزایش چشمگیر کمى در همه ابعاد صنعت طیور باعث شده که توجه و اقبال عمومى به این رشته بعنوان یک ممر درآمد قابل توجه روز به روز افزایش یافته و متاسفانه به موازات توسعه کمى ، از لحاظ کیفى ارتقاء این صنعت بسیار ناچیز باشد.به بیان دیگر علیرغم بزرگ شدن این صنعت امکانات کنونى به هیچ وجه جوابگوى نیازهاى آن نبوده و به لحاظ مدیریتى ، بهداشتى تغذیه اى اگر نگوئیم که در جا زده ایم پیشرفت درخور توجه این رشد را نیز نداشته ایم .با عنایت به مطالب پیش گفته در بروز مشکل فوق ، در اینجا به بررسى اجمالى و علل احتمالى بروز بحران بیماریها پرداخته و دو مقوله مدیریت و تغذیه را به بررسیهاى آینده موکول خواهیم نمود.
در ماههاى اخیر تلفات بسیار شدید (تا 80%) در طیور گوشتى استانهاى تهران ، اصفهان ، قزوین ، سمنان ، خراسان فارس ، بوشهر ، کرمانشاه و . . . باعث ضرر و زیان فراوان مرغداران مناطق مزبور گشته و بررسیهاى مختلف توسط متخصصین بخش خصوصى و دولتى به همراه آزمایشات مختلف نمایانگر وجود همزمان بیماریهاى آنفلوآنزا ، گامبورو ، برونشیت ، نیوکاسل ، ومایکوپلاسما و کلى باسیلوز در بعضى موارد لارنگوتراکئیت بوده است.از طرف دیگر در گله هاى مادر گوشتى نیز تلفات روند افزایشى داشته و در بعضى از فارمها مناطق مذکور تلفات در زمان پرورش تا 20% نسبت به گذشته افزایش یافته است.
با نگاهى به نتایج گله هاى تخمگذار تجارتى بنظر مى رسد که تلفات در این بخش مانند بخش گوشتى نبوده و شاید در بعضى گله ها کاهش نیز داشته است.صرف نظر از تفاوت مقاومت ژنتیکى در مقابل بعضى از بیماریها در نژادهاى گوشتى و تخمگذار ، بررسى علل این مسئله شاید راهگشاى خوبى جهت کاهش بیماریها در گله ها مادر باشد.در ضمن باید به این نکته اشاره شود که هنوز هم در مناطق آلوده فارمهائى وجود دارند که با تلفات معمولى و وزن گیرى مناسب در پایان دوره به کار خویش ادامه مى دهند.
یادآورى این نکته نیز ضرورى است که در مزارع شمال با توجه به عدم وجود قرنطینه بین مناطق مرکزى و شمال کشور مشکلى از این نظر حداقل تاکنون وجود نداشته و یا به این حد شدید نمى باشد.
در حال حاضر بروز این مسئله در مزارع گوشتى به فرمهاى زیر مى باشد : اکثر گله ها تا سه هفتگى وضعیت تقریبا عادى دارند و از این زمان درگیرى با عوارضى شبیه بیمارى آنفلوآنزا شروع شده و همراه با آن یا بعد از آن عوارض برونشیت (تجمع مواد پنیرى شکل در محل دو شاخه شدن ناى) باعث ادامه و افزایش تلفات مى گردد.در بعضى موارد علائمى شبیه گامبورو و لارنگو در گله هاى درگیر دیده شده است.در کلیه موارد در صورتیکه گله ها از نظر MG مثبت باشند و درگیر E.coli شوند عوارض و تلفات بسیار شدید خواهد بود و در صورتیکه مسائل و مشکلات مدیریتى و تغذیه اى نیز وجود داشته باشند گله هاى مزبور عواقب بسیار ناگوارى خواهند داشت.از طرف دیگر در بعضى از گله ها پس از دو هفتگى حدود 15 تا 40 درصد گله وازد شده و علیرغم تلفات پائین و عدم حضور بیمارى مشخص ، گله دو یا چند دست شده و از نظر وزن در آخر دوره ، تابلوى وزنى از 300 تا 2000 گرم متفاوت خواهد بود.
در صورتیکه وضعیت در گله هاى مادر را نیز بررسى کنیم در گله هائى که مشکل دارند وضعیت تقریبا مشابه گله هاى گوشتى با درجات کمتر خواهد بود .
این وضعیت موقعى پیچیده تر مى شود که در گله هاى واکسینه شده در یکى دوهفته اول بر علیه آنفلوآنزا ، بیمارى در هفته هاى سوم و چهارم در بعضى از گله ها بروز مى نماید ضمن اینکه عدم پاسخ یکنواخت به تزریق واکسن آنفلوآنزا نیز بر پیچیدگى این مسئله مى افزاید .مجددا یادآور مى شود که در مناطق آلوده و در شمال کشور با وجود تراکم مرغداریها ، هستند مزارعى که مشکل جدى ندارند.
کالبدگشائى تلفات در مراحل مختلف و در فارمهاى متفاوت صرف نظر از نبود بیمارى مشخص ، نشان مى دهد که وضعیت بورس فابربسیوس در گله ها بسیار متفاوت بوده و بورس این گله ها نرمال نمى باشد .در صورتیکه بورس از بدن خارج شده و توزین گردد و رقم حاصله بر وزن بدن مرغ تلف شده تقسیم شود ، در تمامى موارد نسبت نرمال از این نظر وجود نخواهد داشت.این امر به راحتى با چشم هم قابل ارزیابى است و تلفات از ده روزگى به بعد هیچ کدام بورس نرمال ندارند .بررسى بیشتر این مشکل ، نشان مى دهد که مرغدار به هیچ وجه علائم بیمارى گامبورو را در گله مشاهده ننموده است .تفاوت وزن و اندازه اى بورس مبین این امر است که گله در یکى دو هفته اول درگیر بیمارى گامبورو و تحت کلینیکى شده است که شدت و ضعف آن در روند درگیرى با بیماریهاى مختلف سرنوشت ساز خواهد بود .
در اکثر موارد در بازرسى بورس تقریبا وزن بورس به یک چهارم تا یک پنجم وزن نرمال تقلیل یافته است .کاهش وزن بورس نشان دهنده این امر است که به همان نسبت کاهش قدرت تولید آنتى بادى بر علیه بیماریهاى مختلف کاهش یافته یا به عبارت دیگر اثر واکسیناسیون بر علیه بیماریهاى مختلف به همان نسبت کاهش وزن تقلیل یافته است .این امر نشان مى دهد که با وجود استفاده از واکسنهاى مناسب و واکسیناسیون صحیح بر علیه بیماریهاى رایج باز هم بیماریهاى مختلف بوجود آمده و مشکل همچنان باقى است.
مختصر یادآورى در مورد بیمارى گامبورو . . .
ویروس بیمارى گامبورو یکى از مقاوم ترین عوامل بیمارى زاى در مقابل عوامل خارجى است.فقط در pH دوازده و کمتر از دو از بین مى رود ، ترکیبات ضدعفونى کننده فنلى و آمونیوم 4 تائى اثر کمى بر این ویروس دارد و در درجه حرارت 60 درجه سانتیگراد بیش از نیم ساعت زنده مى ماند .بنابراین این ویروس قادر است حتى با پاکسازى و ضدعفونى با بعضى از مواد ضد عفونى کننده باقى بماند.
فرمالین و ترکیبات یده تاثیر بهترى نسبت به دیگر مواد ضدعفونى کننده دارند.
با توجه به موارد گفته شده درباره این ویروس ، کمى بى دقتى و تعلل در پاکسازى و ضدعفونى باعث باقى ماندن این عامل ویروسى در مزارع و آلوده نمودن جوجه ها در یکى دو هفته اول پس از تولد مى گردد.این امر باعث مى شود که بیمارى گامبورو تحت کلینیکى ایجاد شده و بسته به ایمنى مادرى موجود درجات مختلفى از سرکوب سیستم ایمنى اتفاق بیفتد.مساله داشتن آنتى بادى مادرى کافى یکى از مسائل بسیار مهم است.در اکثر موارد گله هاى مادر پس از واکسیناسیون هاى اولیه قبل از شروع تخمگذارى با یک واکسن کشته روغنى تزریق مى گردند تا ایمنى کافى به جوجه هاى یکروزه تولیدى منتقل نمایند .در صورتیکه به دلایل مختلف (واکسن نامناسب ، تزریق بد ، دز ناکافى و غیره)ایمنى مناسب ایجاد نگردد یا درجات مختلفى از ایمنى حاصل شود ، در نتیجه گله مادرى از نظر یکنواختى آنتى بادى موجود قابل انتقال بسیار متفاوت بوده و CV بالائى از این نظر خواهد داشت.جوجه هاى تولیدى از این مادران طبعا داراتیتر آنتى بادى گامبوروى متفاوتى در بدو تولید خواهند بود.
تدوین برنامه واکسیناسیون گامبورو مناسب براى این گله ها بسیار دشوار خواهد بود و چون معمولا اولین واکسیناسیون بر علیه گامبورو حدود 12 روزگى انجام مى گردد.جوجه هاى با تیتر پائین قبل از این زمان مقاومت لازم را بر علیه بیمارى گامبورو نداشته و دچار بیمارى گامبورو تحت کلینیکى مى شوند که گستردگى ابتلاء به این بیمارى بسته به میزان عدم یکنواختى آنتى بادى منتقله از مادر به جوجه ها دارد.در اثر ابتلاء به گامبورو تحت کلینیکى و از بین رفتن کامل یا قسمتى از بورس ، سیستم ایمنى هومورال آسیب دیده و در نتیجه پاسخ هاى این سیستم در مقابل عوامل بیمارى زا ناکافى خواهد بود.از طرف دیگر وجود ویروس مارک در مرغداریها باعث آلودگى جوجه ها در روزهاى اول بعد از تولد گشته و به علت عدم واکسیناسیون بر علیه مارک ، این جوجه ها به ویروس وحشى آلوده شده و سیستم ایمنى با واسطه سلولى آنها نیز سرکوب شده و بسته به میزان آلودگى و عوامل دیگر منجر به از بین رفتن یا تضعیف این سیستم مى گردد.شاید به همین دلیل است که در گله هاى مرغ مادر به دلیل واکسیناسیون بر علیه مارک در روزهاى اول بعد از تولد ، مشکلات آنها در مقایسه با طیور گوشتى کمتر مى باشد(البته مسئله مدیریت ، بهداشت و تغذیه مناسب این گله ها را نیز نباید از نظر دور داشت).
کاهش تلفات و مشکلات در گله هاى پولت تخمگذار نیز شاید به دلیل واکسیناسیون این گله ها بر علیه بیمارى مارک باشد.این مسئله از دو نظر قابل بررسى است ، اول اینکه اخیرا در گله هاى پولت تخمگذار از واکسن دوگانه مارک استفاده مى شود که این امر به نحو بسیار زیادى موارد بروز بیمارى مارک را در سنین بالاتر کاهش داده و بنظر مى رسد که سیستم ایمنى با واسطه سلولى از این نظر آسیب ندیده است.از طرف دیگر به دلیل استفاده از واکسن روغنى گامبورو در سنین پائین ، سیستم ایمنى هومورال هم بهتر محافظت شده است که این دو مسئله در نهایت منجر به سیستم ایمنى کاراتر و در نتیجه پاسخ ایمنى بهتر به واکسیناسیون و در هنگام مقابله با بیماریها مى شود.در جوجه هاى گوشتى همانطوریکه ذکر شد آسیب دیدن سیستم ایمنى در سنین اولیه و از بین رفتن اکثر آنتى بادى هاى مادرى تا قبل از سن سه هفتگى باعث مى گردد که از این سن به بعد گله ها در مقابل کلیه عوامل بیمارى زا حساس شوند و حتى سویه هاى ویروس واکسینال در آنها منجر به واکنشهاى شدید و ابتلاء به عفونتهاى ثانویه گردد.به همین دلیل از سن سه هفتگى به بعد این گله ها دچار انواع و اقسام بیماریها گشته که با توجه به واکسیناسیون و نیز به دلیل نبود یا ناکافى بودن سیستم ایجاد ایمنى ، ابتلاء آنها به انواع پاتوژنهاى موجود در محیط قابل پیش بینى خواهد بود.
با توجه به توسعه کمى مرغداریها و عدم آگاهى کافى مدیران آنها در رابطه با برنامه هاى پرورشى ، بهداشتى و تغذیه اى ، انتقال بیماریها افزایش یافته و این بیماریها به علت عدم وجود سیستم ایمنى مناسب مجال بروز مى یابند.
از طرف دیگر وجود واریانت هاى جدید گامبورو را نیز از نظر نباید دور داشت که ممکن است نحوه مقابله و واکسیناسیون جدیدترى را طلب نماید.در ضمن یادآور مى گردد که مى بایست آموزشهاى لازم در مورد استفاده از مواد ضدعفونى مناسب به مرغداران داده شود تا آلودگى از این نظر را در محیط به حداقل برسانند .بروز بیمارى آنفلوآنزا علیرغم واکسیناسیون ، بروز نوع جدید برونشیت ، تلفات بالاتر در گله هاى MG مثبت و عفونت کلى باسیلوزى و غیره را باید به مقدار زیادى به نبود سیستم ایمنى مناسب نسبت داد تا وجود و انتشار آلودگى در فارمها ، بنابراین براى اطمینان از صحت موارد ذکر شده بالا باید تحقیقات بیشترى در این مورد صورت گیرد تا اطمینان یابیم که جوجه ها پس از اتمام آنتى بادى مادرى داراى سیستم ایمنى کافى جهت مقابله با بیماریهاى مختلف و پاسخ ایمنى مناسب به واکسیناسیون باشند.
لذا توصیه مى گردد :
-جهت داشتن تیتر آنتى بادى مناسب در گله هاى مادرى ، واکسیناسیون با واکسن غیر فعال با دقت بیشترى صورت پذیرد و در صورت عدم ایجاد تیتر مناسب از نظر بیمارى گامبورو حتما واکسیناسیون مجدد انجام گیرد.
-با اندازه گیرى تیتر مناسب گامبورو بطور مرتب ، در صورت ناکافى بودن تیتر آنتى بادى در مرغهاى مادر ، واکسیناسیون مجدد در سنین حدود 40 تا 45 هفتگى انجام گیرد.
-در گله هاى تولکى ازواکسن روغنى قبل از شروع تولیدمجدداستفاده شود.
-در صورت تیتر نامناسب با CV بالا در جوجه هاى گوشتى از واکسن ملایم گامبورو در یک روزگى و از واکسن اینترمدییت (متوسط) در سن 10 تا 12 روزگى استفاده گردد.
-مطالعه در مورد انجام واکسیناسیون مارک در گله هاى گوشتى انجام گیرد تا در صورت مثبت بودن پاسخ ، این واکسیناسیون نیز انجام شود.
-آموزشهاى لازم در مورد نحوه پاکسازى ، استفاده از ضدعفونى مناسب ، مدیریت و تغذیه وبهداشت در مقابله با بیمارى گامبورو انجام گیرد.
|