دریافت قیمتها در تلگرام

سروش

فائو یا سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد

بورس جهانی شیکاگو

بورس جهانی شیکاگو

پروماک

مرغک

آویژدانه

سبوس برنج شما

فید ماشین

طیوران ابزار

افرند توسکا

سیانس

بیکداچمن

دانلود آهنگ

 علل احتمالى بروز بيمارى در يکى دوسال اخير
 

علل احتمالى بروز بيمارى در يکى دوسال اخير

صنعت طيور کشور از دو سال قبل تا کنون با بحران فزاينده بروز بيماريهاى مختلف روبرو بوده است.اين امر با ظهور بيماريهاى جديد و بروز فرمهاى ديگر بيماريهاى موجود ، مشکل را دو چندان نموده و از طرف ديگر افزايش چشمگير کمى در همه ابعاد صنعت طيور باعث شده که توجه و اقبال عمومى به اين رشته بعنوان يک ممر درآمد قابل توجه روز به روز افزايش يافته و متاسفانه به موازات توسعه کمى ، از لحاظ کيفى ارتقاء اين صنعت بسيار ناچيز باشد.به بيان ديگر عليرغم بزرگ شدن اين صنعت امکانات کنونى به هيچ وجه جوابگوى نيازهاى آن نبوده و به لحاظ مديريتى ، بهداشتى تغذيه اى اگر نگوئيم که در جا زده ايم پيشرفت درخور توجه اين رشد را نيز نداشته ايم .با عنايت به مطالب پيش گفته در بروز مشکل فوق ، در اينجا به بررسى اجمالى و علل احتمالى بروز بحران بيماريها پرداخته و دو مقوله مديريت و تغذيه را به بررسيهاى آينده موکول خواهيم نمود.
در ماههاى اخير تلفات بسيار شديد (تا 80%) در طيور گوشتى استانهاى تهران ، اصفهان ، قزوين ، سمنان ، خراسان فارس ، بوشهر ، کرمانشاه و . . . باعث ضرر و زيان فراوان مرغداران مناطق مزبور گشته و بررسيهاى مختلف توسط متخصصين بخش خصوصى و دولتى به همراه آزمايشات مختلف نمايانگر وجود همزمان بيماريهاى آنفلوآنزا ، گامبورو ، برونشيت ، نيوکاسل ، ومايکوپلاسما و کلى باسيلوز در بعضى موارد لارنگوتراکئيت بوده است.از طرف ديگر در گله هاى مادر گوشتى نيز تلفات روند افزايشى داشته و در بعضى از فارمها مناطق مذکور تلفات در زمان پرورش تا 20% نسبت به گذشته افزايش يافته است.
با نگاهى به نتايج گله هاى تخمگذار تجارتى بنظر مى رسد که تلفات در اين بخش مانند بخش گوشتى نبوده و شايد در بعضى گله ها کاهش نيز داشته است.صرف نظر از تفاوت مقاومت ژنتيکى در مقابل بعضى از بيماريها در نژادهاى گوشتى و تخمگذار ، بررسى علل اين مسئله شايد راهگشاى خوبى جهت کاهش بيماريها در گله ها مادر باشد.در ضمن بايد به اين نکته اشاره شود که هنوز هم در مناطق آلوده فارمهائى وجود دارند که با تلفات معمولى و وزن گيرى مناسب در پايان دوره به کار خويش ادامه مى دهند.
يادآورى اين نکته نيز ضرورى است که در مزارع شمال با توجه به عدم وجود قرنطينه بين مناطق مرکزى و شمال کشور مشکلى از اين نظر حداقل تاکنون وجود نداشته و يا به اين حد شديد نمى باشد.
در حال حاضر بروز اين مسئله در مزارع گوشتى به فرمهاى زير مى باشد : اکثر گله ها تا سه هفتگى وضعيت تقريبا عادى دارند و از اين زمان درگيرى با عوارضى شبيه بيمارى آنفلوآنزا شروع شده و همراه با آن يا بعد از آن عوارض برونشيت (تجمع مواد پنيرى شکل در محل دو شاخه شدن ناى) باعث ادامه و افزايش تلفات مى گردد.در بعضى موارد علائمى شبيه گامبورو و لارنگو در گله هاى درگير ديده شده است.در کليه موارد در صورتيکه گله ها از نظر MG مثبت باشند و درگير E.coli شوند عوارض و تلفات بسيار شديد خواهد بود و در صورتيکه مسائل و مشکلات مديريتى و تغذيه اى نيز وجود داشته باشند گله هاى مزبور عواقب بسيار ناگوارى خواهند داشت.از طرف ديگر در بعضى از گله ها پس از دو هفتگى حدود 15 تا 40 درصد گله وازد شده و عليرغم تلفات پائين و عدم حضور بيمارى مشخص ، گله دو يا چند دست شده و از نظر وزن در آخر دوره ، تابلوى وزنى از 300 تا 2000 گرم متفاوت خواهد بود.
در صورتيکه وضعيت در گله هاى مادر را نيز بررسى کنيم در گله هائى که مشکل دارند وضعيت تقريبا مشابه گله هاى گوشتى با درجات کمتر خواهد بود .
اين وضعيت موقعى پيچيده تر مى شود که در گله هاى واکسينه شده در يکى دوهفته اول بر عليه آنفلوآنزا ، بيمارى در هفته هاى سوم و چهارم در بعضى از گله ها بروز مى نمايد ضمن اينکه عدم پاسخ يکنواخت به تزريق واکسن آنفلوآنزا نيز بر پيچيدگى اين مسئله مى افزايد .مجددا يادآور مى شود که در مناطق آلوده و در شمال کشور با وجود تراکم مرغداريها ، هستند مزارعى که مشکل جدى ندارند.
کالبدگشائى تلفات در مراحل مختلف و در فارمهاى متفاوت صرف نظر از نبود بيمارى مشخص ، نشان مى دهد که وضعيت بورس فابربسيوس در گله ها بسيار متفاوت بوده و بورس اين گله ها نرمال نمى باشد .در صورتيکه بورس از بدن خارج شده و توزين گردد و رقم حاصله بر وزن بدن مرغ تلف شده تقسيم شود ، در تمامى موارد نسبت نرمال از اين نظر وجود نخواهد داشت.اين امر به راحتى با چشم هم قابل ارزيابى است و تلفات از ده روزگى به بعد هيچ کدام بورس نرمال ندارند .بررسى بيشتر اين مشکل ، نشان مى دهد که مرغدار به هيچ وجه علائم بيمارى گامبورو را در گله مشاهده ننموده است .تفاوت وزن و اندازه اى بورس مبين اين امر است که گله در يکى دو هفته اول درگير بيمارى گامبورو و تحت کلينيکى شده است که شدت و ضعف آن در روند درگيرى با بيماريهاى مختلف سرنوشت ساز خواهد بود .
در اکثر موارد در بازرسى بورس تقريبا وزن بورس به يک چهارم تا يک پنجم وزن نرمال تقليل يافته است .کاهش وزن بورس نشان دهنده اين امر است که به همان نسبت کاهش قدرت توليد آنتى بادى بر عليه بيماريهاى مختلف کاهش يافته يا به عبارت ديگر اثر واکسيناسيون بر عليه بيماريهاى مختلف به همان نسبت کاهش وزن تقليل يافته است .اين امر نشان مى دهد که با وجود استفاده از واکسنهاى مناسب و واکسيناسيون صحيح بر عليه بيماريهاى رايج باز هم بيماريهاى مختلف بوجود آمده و مشکل همچنان باقى است.

مختصر يادآورى در مورد بيمارى گامبورو . . .
ويروس بيمارى گامبورو يکى از مقاوم ترين عوامل بيمارى زاى در مقابل عوامل خارجى است.فقط در pH دوازده و کمتر از دو از بين مى رود ، ترکيبات ضدعفونى کننده فنلى و آمونيوم 4 تائى اثر کمى بر اين ويروس دارد و در درجه حرارت 60 درجه سانتيگراد بيش از نيم ساعت زنده مى ماند .بنابراين اين ويروس قادر است حتى با پاکسازى و ضدعفونى با بعضى از مواد ضد عفونى کننده باقى بماند.
فرمالين و ترکيبات يده تاثير بهترى نسبت به ديگر مواد ضدعفونى کننده دارند.
با توجه به موارد گفته شده درباره اين ويروس ، کمى بى دقتى و تعلل در پاکسازى و ضدعفونى باعث باقى ماندن اين عامل ويروسى در مزارع و آلوده نمودن جوجه ها در يکى دو هفته اول پس از تولد مى گردد.اين امر باعث مى شود که بيمارى گامبورو تحت کلينيکى ايجاد شده و بسته به ايمنى مادرى موجود درجات مختلفى از سرکوب سيستم ايمنى اتفاق بيفتد.مساله داشتن آنتى بادى مادرى کافى يکى از مسائل بسيار مهم است.در اکثر موارد گله هاى مادر پس از واکسيناسيون هاى اوليه قبل از شروع تخمگذارى با يک واکسن کشته روغنى تزريق مى گردند تا ايمنى کافى به جوجه هاى يکروزه توليدى منتقل نمايند .در صورتيکه به دلايل مختلف (واکسن نامناسب ، تزريق بد ، دز ناکافى و غيره)ايمنى مناسب ايجاد نگردد يا درجات مختلفى از ايمنى حاصل شود ، در نتيجه گله مادرى از نظر يکنواختى آنتى بادى موجود قابل انتقال بسيار متفاوت بوده و CV بالائى از اين نظر خواهد داشت.جوجه هاى توليدى از اين مادران طبعا داراتيتر آنتى بادى گامبوروى متفاوتى در بدو توليد خواهند بود.
تدوين برنامه واکسيناسيون گامبورو مناسب براى اين گله ها بسيار دشوار خواهد بود و چون معمولا اولين واکسيناسيون بر عليه گامبورو حدود 12 روزگى انجام مى گردد.جوجه هاى با تيتر پائين قبل از اين زمان مقاومت لازم را بر عليه بيمارى گامبورو نداشته و دچار بيمارى گامبورو تحت کلينيکى مى شوند که گستردگى ابتلاء به اين بيمارى بسته به ميزان عدم يکنواختى آنتى بادى منتقله از مادر به جوجه ها دارد.در اثر ابتلاء به گامبورو تحت کلينيکى و از بين رفتن کامل يا قسمتى از بورس ، سيستم ايمنى هومورال آسيب ديده و در نتيجه پاسخ هاى اين سيستم در مقابل عوامل بيمارى زا ناکافى خواهد بود.از طرف ديگر وجود ويروس مارک در مرغداريها باعث آلودگى جوجه ها در روزهاى اول بعد از تولد گشته و به علت عدم واکسيناسيون بر عليه مارک ، اين جوجه ها به ويروس وحشى آلوده شده و سيستم ايمنى با واسطه سلولى آنها نيز سرکوب شده و بسته به ميزان آلودگى و عوامل ديگر منجر به از بين رفتن يا تضعيف اين سيستم مى گردد.شايد به همين دليل است که در گله هاى مرغ مادر به دليل واکسيناسيون بر عليه مارک در روزهاى اول بعد از تولد ، مشکلات آنها در مقايسه با طيور گوشتى کمتر مى باشد(البته مسئله مديريت ، بهداشت و تغذيه مناسب اين گله ها را نيز نبايد از نظر دور داشت).
کاهش تلفات و مشکلات در گله هاى پولت تخمگذار نيز شايد به دليل واکسيناسيون اين گله ها بر عليه بيمارى مارک باشد.اين مسئله از دو نظر قابل بررسى است ، اول اينکه اخيرا در گله هاى پولت تخمگذار از واکسن دوگانه مارک استفاده مى شود که اين امر به نحو بسيار زيادى موارد بروز بيمارى مارک را در سنين بالاتر کاهش داده و بنظر مى رسد که سيستم ايمنى با واسطه سلولى از اين نظر آسيب نديده است.از طرف ديگر به دليل استفاده از واکسن روغنى گامبورو در سنين پائين ، سيستم ايمنى هومورال هم بهتر محافظت شده است که اين دو مسئله در نهايت منجر به سيستم ايمنى کاراتر و در نتيجه پاسخ ايمنى بهتر به واکسيناسيون و در هنگام مقابله با بيماريها مى شود.در جوجه هاى گوشتى همانطوريکه ذکر شد آسيب ديدن سيستم ايمنى در سنين اوليه و از بين رفتن اکثر آنتى بادى هاى مادرى تا قبل از سن سه هفتگى باعث مى گردد که از اين سن به بعد گله ها در مقابل کليه عوامل بيمارى زا حساس شوند و حتى سويه هاى ويروس واکسينال در آنها منجر به واکنشهاى شديد و ابتلاء به عفونتهاى ثانويه گردد.به همين دليل از سن سه هفتگى به بعد اين گله ها دچار انواع و اقسام بيماريها گشته که با توجه به واکسيناسيون و نيز به دليل نبود يا ناکافى بودن سيستم ايجاد ايمنى ، ابتلاء آنها به انواع پاتوژنهاى موجود در محيط قابل پيش بينى خواهد بود.
با توجه به توسعه کمى مرغداريها و عدم آگاهى کافى مديران آنها در رابطه با برنامه هاى پرورشى ، بهداشتى و تغذيه اى ، انتقال بيماريها افزايش يافته و اين بيماريها به علت عدم وجود سيستم ايمنى مناسب مجال بروز مى يابند.
از طرف ديگر وجود واريانت هاى جديد گامبورو را نيز از نظر نبايد دور داشت که ممکن است نحوه مقابله و واکسيناسيون جديدترى را طلب نمايد.در ضمن يادآور مى گردد که مى بايست آموزشهاى لازم در مورد استفاده از مواد ضدعفونى مناسب به مرغداران داده شود تا آلودگى از اين نظر را در محيط به حداقل برسانند .بروز بيمارى آنفلوآنزا عليرغم واکسيناسيون ، بروز نوع جديد برونشيت ، تلفات بالاتر در گله هاى MG مثبت و عفونت کلى باسيلوزى و غيره را بايد به مقدار زيادى به نبود سيستم ايمنى مناسب نسبت داد تا وجود و انتشار آلودگى در فارمها ، بنابراين براى اطمينان از صحت موارد ذکر شده بالا بايد تحقيقات بيشترى در اين مورد صورت گيرد تا اطمينان يابيم که جوجه ها پس از اتمام آنتى بادى مادرى داراى سيستم ايمنى کافى جهت مقابله با بيماريهاى مختلف و پاسخ ايمنى مناسب به واکسيناسيون باشند.

لذا توصيه مى گردد :
-جهت داشتن تيتر آنتى بادى مناسب در گله هاى مادرى ، واکسيناسيون با واکسن غير فعال با دقت بيشترى صورت پذيرد و در صورت عدم ايجاد تيتر مناسب از نظر بيمارى گامبورو حتما واکسيناسيون مجدد انجام گيرد.
-با اندازه گيرى تيتر مناسب گامبورو بطور مرتب ، در صورت ناکافى بودن تيتر آنتى بادى در مرغهاى مادر ، واکسيناسيون مجدد در سنين حدود 40 تا 45 هفتگى انجام گيرد.
-در گله هاى تولکى ازواکسن روغنى قبل از شروع توليدمجدداستفاده شود.
-در صورت تيتر نامناسب با CV بالا در جوجه هاى گوشتى از واکسن ملايم گامبورو در يک روزگى و از واکسن اينترمدييت (متوسط) در سن 10 تا 12 روزگى استفاده گردد.
-مطالعه در مورد انجام واکسيناسيون مارک در گله هاى گوشتى انجام گيرد تا در صورت مثبت بودن پاسخ ، اين واکسيناسيون نيز انجام شود.
-آموزشهاى لازم در مورد نحوه پاکسازى ، استفاده از ضدعفونى مناسب ، مديريت و تغذيه وبهداشت در مقابله با بيمارى گامبورو انجام گيرد.